به گزارش سلامت نیوز به نقل از abcnews، یک مطالعه جدید نشان میدهد افراد مبتلا به بیخوابی ممکن است با خطر بیشتری برای سکته مغزی، زوال عقل، افسردگی و برخی مشکلات سلامت روان مواجه باشند؛ با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که این یافتهها ثابت نمیکنند بیخوابی مستقیماً باعث بروز این بیماریها میشود.
پژوهشگران اتریش، آلمان، ایتالیا و سوئیس حدود ۲۰ مطالعه مروری جامع را که میلیونها نفر از کشورهای مختلف را دربرمیگرفت، بررسی کردند تا ارتباط بیخوابی با پیامدهای مختلف سلامت را ارزیابی کنند.
این پژوهش که روز یکشنبه در مجله Sleep Medicine Reviews منتشر شد، نشان داد بیخوابی با ۲۶ درصد افزایش خطر سکته مغزی ارتباط دارد.
بررسی مجموعه مطالعات همچنین نشان داد افراد مبتلا به بیخوابی بیشتر از افراد بدون این اختلال با افسردگی و اقدام به خودکشی مواجه بودهاند.
بیخوابی یکی از شایعترین اختلالات خواب است و میتواند به شکل دشواری در به خواب رفتن، بیدار ماندن در طول شب یا نداشتن خواب باکیفیت بروز کند.
پژوهشگران همچنین دریافتند افراد مبتلا به بیخوابی تقریباً ۳۰ درصد بیشتر احتمال دارد به دلیل هر نوع بیماری یا مشکل سلامتی در بیمارستان بستری شوند.
«لوکا ویناتلی»، نویسنده ارشد این مطالعه و پژوهشگر ارشد مؤسسه علوم مغز و اعصاب IRCCS در بولونیا ایتالیا، میگوید: «بیخوابی باید بهعنوان یک علامت هشداردهنده درباره وضعیت سلامت مغز و سلامت روان مورد توجه قرار گیرد.»
ارتباط بیخوابی و مشکلات سلامت روان
متخصصان معتقدند مشکلات خواب هنگام بررسی اختلالات سلامت روان اغلب نادیده گرفته میشوند.
دکتر «تانوچا همیلتون»، پزشک متخصص طب خواب، توضیح میدهد که اضطراب یا افسردگی میتواند به دشواری در به خواب رفتن یا تداوم خواب منجر شود؛ اما از سوی دیگر، خواب نامناسب نیز میتواند خطر اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.
او میگوید وقتی فرد به اندازه کافی یا با کیفیت مناسب نمیخوابد، ممکن است تحریکپذیرتر و مضطربتر شود و تحمل او در برابر استرس کاهش پیدا کند؛ عواملی که میتوانند فرد را در برابر اضطراب و افسردگی آسیبپذیرتر کنند و دوباره خوابیدن را دشوارتر سازند.
بیخوابی و ارتباط با زوال عقل
پژوهشگران همچنین ارتباطی میان بیخوابی و زوال عقل، بهویژه بیماری آلزایمر، پیدا کردند.
خواب نقش مهمی در پاکسازی مواد زائد مرتبط با اختلال عملکرد مغز و بیماری آلزایمر از مغز دارد.
همیلتون در توضیح این روند میگوید مغز هنگام خواب فرصت پیدا میکند مواد زائدی را که در طول روز تجمع یافتهاند، پاکسازی کند. بنابراین، خواب ناکافی یا بیکیفیت میتواند با افزایش تجمع این مواد و در نتیجه افزایش خطر مشکلات شناختی در سالهای بعد همراه باشد.
با این حال، این توضیح به معنای اثبات رابطه مستقیم علت و معلولی میان بیخوابی و زوال عقل نیست.
پژوهشگران: نتایج نباید باعث ترس افراد مبتلا به بیخوابی شود
پژوهشگران تأکید دارند که یافتههای جدید تنها ارتباط میان بیخوابی و پیامدهای مورد بررسی را نشان میدهد و ثابت نمیکند که بیخوابی مستقیماً باعث سکته مغزی، زوال عقل، افسردگی یا سایر مشکلات سلامت میشود.
دکتر «اشتفان زایدل»، یکی از نویسندگان مطالعه و استاد نورولوژی در دانشگاه پزشکی وین، میگوید افزایش خطر در سطح جمعیت به این معنا نیست که هر فرد مبتلا به بیخوابی الزاماً به زوال عقل یا افسردگی مبتلا خواهد شد یا دچار سکته مغزی میشود.
به گفته او، این یافتهها در عوض دلیل دیگری برای جدی گرفتن مشکلات پایدار خواب، شناسایی علل احتمالی آنها و استفاده از درمانهای مبتنی بر شواهد در صورت نیاز فراهم میکنند.
چگونه خواب بهتری داشته باشیم؟
متخصصان توصیه میکنند برای بهبود کیفیت خواب، عادتهای منظم و پایدار ایجاد شود. یکی از مهمترین این عادتها، داشتن برنامه ثابت برای خواب و بیداری است.
همیلتون میگوید ریتم شبانهروزی یا ساعت داخلی بدن، به نظم و ثبات علاقه دارد و تغییر مداوم زمان خواب میتواند این ریتم را مختل کند.
برای داشتن خواب سالمتر، متخصصان توصیه میکنند:
-
تلویزیون و تلفن همراه و سایر عوامل حواسپرتی را حدود ۳۰ تا ۶۰ دقیقه پیش از خواب کنار بگذارید.
-
از مصرف دیرهنگام قهوه و چای خودداری کنید.
-
زمان خواب و بیداری خود را تا حد امکان ثابت نگه دارید.
-
محیط خواب را آرام، تاریک و خنک نگه دارید.
-
از تبدیل خوابیدن به یک منبع اضطراب و نگرانی خودداری کنید.
افراد مبتلا به بیخوابی ممکن است بهتدریج درباره اینکه آیا خواهند توانست بخوابند یا نه، دچار اضطراب شوند و همین نگرانی مشکل خواب را تشدید کند.
درمان شناختی رفتاری؛ گزینه اصلی برای بیخوابی مزمن
درمان شناختی رفتاری برای بیخوابی (CBT-I) یکی از درمانهای اصلی بیخوابی طولانیمدت محسوب میشود.
این روش با هدف اصلاح افکار و رفتارهایی انجام میشود که میتوانند خواب را مختل کنند و ممکن است شامل تنظیم برنامه خواب و محدود کردن مدت زمانی باشد که فرد در تخت بیدار میماند.
همیلتون میگوید درمان شناختی رفتاری استاندارد اصلی درمان بیخوابی است، هرچند انجام آن نیازمند زمان و مشارکت فعال فرد است.
پژوهشگران تأکید دارند که خواب باید به بخش ثابت گفتوگوهای پزشکی درباره سلامت افراد در هر سنی تبدیل شود و مشکلات پایدار خواب نباید نادیده گرفته شوند.

نظر شما